تازه های سایت

8. شهريور 1396 - 2:19
استراتژی قورباغه آب پز و آنفولانزای نیویورکی دکترین هایی هستند که توسط نیکولاس بنس درسال های قبل در کنگره آمریکا مطرح شد و پس از آن نیز در فیلم هایی مانند 300 و سند 2030 دنبال شد.

به گزارش کوثرخبر، در شهریور 94، سندی به نام 2030 جهت اقدام عملی همه کشورها برای تحقق حکومت یک‌پارچه در سازمان ملل ارائه شد. ایران نیز از کشورهای شرکت کننده در این اجلاس بود که متعهد به اجرای این سند شد و پس از آن سند ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی ایران با مدیریت و برنامه‌­ریزی دفتر یونسکو در تاریخ 20 آذر 95 رونمایی شد.

انتقادهایی در همان زمان نسبت به کم و کیف این سند در رسانه ها مطرح شد اما ضریب زیادی نگرفت تا اینکه رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرهنگیان به‌مناسب هفته معلم با اشاره به سند آموزش 2030 اشاره کردند: جمهوری اسلامی ایران تسلیم سندهایی مانند 2030 یونسکو نخواهد شد.

به‌چه‌مناسبت یک مجموعه به‌اصطلاح بین‌المللی که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های دنیاست این حق را داشته باشد که برای ملت‌های دنیا تکلیف مشخص کند؟ اصل کار غلط است اینکه سندی را امضا کنیم و بعد بیاییم بی‌سروصدا آن را اجرا کنیم، نخیر، مطلقاً مجاز نیست.

این اظهارات فصل جدیدی از انتقادها علیه اقدام دولت را کلید زد و این بار توپ به طور کامل در زمین دولت افتاده بود. فارغ از محتویات سند 2030، رفتار دولت از جذابیت خاصی برخوردار است؛ جذابیت هایی که حکایت از استراتژی قورباغه آب پز دارد.

واقعیت قضیه و مشاهده میدانی نشان می دهد که 2030 متوقف نمی شود، قرارداد و پیمان است و ایران هم پای آنرا امضا نموده است، حالا هر چه می خواهند بگویند.

2030 اولین و آخرین سند نبوده و نیست؛ تازمانی که استراتژی قورباغه آب پز جوابگو باشد باید منتظر 2030 ها بود، قراردادهای زیر را به یاد آوریم.

ژنو، لوزان، برجام، ایرباس، بویینگ، Fatf، Ipc، بوتاش ترکیه،کرسنت و... .

تمامی این توافقات محرمانه بود، نه تنها توافقات بلکه سایر اقدامات دولت نیز حکایت از همان استراتژی دارد.

استراتژی قورباغه آب پز بر پایه اجرای سه مرحله است.

اول آنکه دمای حرارت آب را هم دمای بدن قورباغه می کنیم. درواقع با گرفتن موضعی انقلابی که مطابق خواست مردم است، تندی فضای عمومی گرفته می شود. نام این مرحله را می توان مرحله همراهی گذاشت.

دوم آنکه به آرامی دمای آب را زیاد می کنیم. درواقع از موضع انقلابی خود کوتاه آمده و با دادن آدرس غلط، افکار عمومی را منحرف می کنیم. نام این مرحله را می توان مرحله تغییر تدریجی گذاشت.

سوم آنکه دمای آب را به سطح جوش جوش می رسانیم. درواقع هدف از ابتدا حضور قورباغه در درمای جوش بود اما اگر از همان ابتدا قورباغه را در آب جوش می انداختیم، با جهشی خارج می شد و با این تدبیر در صحنه عمل هدفی را که مد نظر داشتیم با سست کردن مخالفین محقق ساخته ایم. نام این مرحله را می توان مرحله مرگ خاموش گذاشت.

اما آنفلوانزای نیویورکی، یک استراتژی و دکترین هست که توسط نیکولاس بنس درسال های قبل در کنگره آمریکا مطرح شد و پس از آن نیز در فیلم هایی مانند ۳۰۰ دنبال شد.

از آنجاکه دامنه ی شمول این استراتژی بسیار زیاد است و همه ی مردم ایران را شامل می شودT اطلاع از آن اهمیت بالایی دارد این طرح یک فرایند نفرت سازی در جامعه ایران را دنبال می کند که معطوف به شهروند ایرانی است.

این نوع استراتژی براساس تفرقه و بیماری سیستم هدف استوار است به گونه ای که برای نیل به مقصود باید ایجاد بدبینی در تمامی امورات یک کشور انجام شود.

آنها برای از بین بردن جمهوری اسلامی متوسل به استراتژی آنفولانزای نیویورکی شدندT لذا راه حل ارایه شده در برابر ایران پاشاندن بذر نفرت در قلب مردم ایران توسط نیکلاس برنز در کنگره مطرح گردید که نام آنفولانزای نیویورکی به خود گرفت.

این استراتژی که اساس آن بر تفرقه افکنی استوار است اهدافی را دنبال میکند که به شرح زیر است:

الف)_نفرت مردم از مردم :یعنی مردم نسبت به هم احساس نفرت کنند واز در کنار هم بودن منجزر شوند

ب)_نفرت مردم از مسؤلین :یعنی مردم از مسؤلین به شدت ناراضی وامید به کار آمد بودن آنهارا باخود به گور ببرند 

ج)_نفرت مردم از اسلام

 د)_نفرت مردم از حکومت

و)_نفرت مردم از ایرانی بودن خود (به طور مثال باساخت فیلم ۳۰۰)

انتهای پیام/

نظرات کاربران

سایت خبری ازناو خلخال
شرکت ارتباطات امگا گستر
لابراتوار تخصصی پروتز های دندانی علیپور
 تالار و رستوران بزرگ فرهنگیان در گیوی افتتاح شد
کمک های مردمی و پشتیبانی از جبهه مردمی انقلاب اسلامی
 ثبت نام دوره آموزش مجازی شهید آوینی
پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای
سایت اطلاع رسانی دانا
پایگاه خبری تحلیلی سبلانه
مبایل و تبلت TECH 21